آزمون های آزمایشی – بخش پنجم

به نام خدا

با سلام و درود خدمت همه ی شما عزیزانی که در حال مطالعه ی پنجمین مقاله از سری مقالات “آزمون های آزمایشی” هستید.

امیدوارم تا آخر ما را حوصله کنید تا به تاثیرات شگرف جدی گرفتن آزمون های آزمایشی در مسیر کنکور و زندگی(!) شوید.

در مقاله ی اول به دو جنبه ی آموزشی و ارزشیابی این این آزمون ها پرداختیم. گذشته از بحث برنامه ریزی راهبردی و جنبه ی آموزشی این آزمون ها، شما با شرکت در آزمون ها ی چندهفته یکباری که به صورت استاندارد طراحی شده باشند (مشابه با تست های کنکور از لحاظ کیفی و کمی)با یک جامعه ی آماری که بسیار متنوع است و از هر قشر داوطلب و دانش آموز در آن یافت میشود خود را در یک چالش و رقابت می یابید. بعد از اتمام هر آزمون کارنامه و تراز شما ملاک ارزیابی و رتبه بندی شما خواهد بود. با جدی گرفتن این آزمون ها و با داشتن انگیزه ی رقابت، شما به تدریج بر تلاش خود خواهید افزود و درصدد رفع نقصان های خود برخواهید آمد.

حس رقابت در هر زمینه ای منجر به ایجاد انگیزه های مضاعف برای تلاش بیشتر و رسیدن به نتیجه ی بهتر می شود. اما این جمله در مورد کسانی که نگرش صحیح نسبت به مقوله ی رقابت و درک صحیحی از توانایی ها و شرایط خود دارند صدق می کند. شاید این جمله ی معروف دکارت را شنیده باشید که “رقابت تا جایی پسندیده است که کار را به حسادت نکشاند.”. این که چرا ممکن است رقابت به حسادت منجر شود ناشی از نگرش ناصحیح ما می باشد. حس رقابت قطعا از مقایسه ی نتیجه ی آزمون هایتان با افراد دیگر در شما به وجود می آید که به نفسه قابل ستودن است اما نه مقایسه ی کورکورانه بدون در نظرگرفتن شرایط. شاید این مقایسه ی کورکورانه ی شما مثلا با کسی که به فرض ترازش 1000 واحد از شما بیشتر است ناشی از حس ایده آل طلبی شماست که ممکن است متعاقبا علاوه بر حس حسادت، باعث بالا رفتن بیجای سطح انتظارات از خودتان شود و در پی نگرفتن نتیجه ی مطلوب منجر به ناامیدی از ادامه ی مسیر شود.

برخی کلا رقابت را نفی می کنند و نظر بر این دارند که شما همان که برنامه ی راهبردی را پیش ببرید و همه ی مباحث را پوشش دهید کافی است و شاید استدلالشان این باشد که شرایط و نتیجه ی کنکور با آزمون های آزمایشی متفاوت است. در واقع این افراد به علت ترس از رقابت صورت مسئله را پاک می کنند. ممکن است شما در برخی آزمون ها دچار افت تراز شوید و یا کلا در آزمون ها نوسان تراز و رتبه داشته باشید که در این مواقع باید روند آن چند هفته و چند ساعت آزمون به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرد(که در مقاله ی آخر این سری به این موضوع خواهیم پرداخت)، نه اینکه به این دیدگاه نفی رقابت بسنده کنید و بدون پی بردن به نقصان های مطالعاتی و ضعف های فکری و شخصیتی خود به سراغ برنامه هفته های آتی بروید. شاید با این روند گه گاه به نتایج قابل قبولی هم برسید اما دست نیافتن به آن ثباتی که پس از بارها شکست و زمین خوردن و نرسیدن به آن ایده آلی که مطابق شرایط و توانایی های خود قابل دست یافتن است و در نهایت میتواند به شما اعتماد به نفس فوق العاده ای برای شرکت در کنکور بدهد ، هدف اصلی از شرکت در این آزمون ها را ارضا نمیکند.

شما با این زمان 4 ساعته ای را سر جلسه ی کنکور باید سپری کنید، تقریبا زمان محدودی را برای سوالات متعدد در اختیار دارید. شما در طول این زمان علاوه بر مهارت هایی مبنی بر آمادگی کامل علمی و سرعت عمل کافی که از قبل تمرین کرده و آموخته اید، به یک سری آرامش روانی و تمرکز بالا برای استفاده از مهارت های خود نیاز دارید. شما با جدی گرفتن آزمون های آزمایشی به تدریج رسیدن به توانایی مدیریت و کاهش استرس و بالا بردن سطح تمرکز خود در طول آزمون را تمرین کنید. داشتن تغذیه ی مناسب قبل از آزمون و در طول آزمون، خواب کافی شب قبل از آزمون، ایمان به تلاش و پشتکار ستودنی شما قبل از آزمون، حس رقابت مطابق آنچه در بالا گفتیم و ایمان به توانایی های خود، در نظر گرفتن اینکه آزمون اگر سوالاتی دارد که شما قادر به پاسخگویی نیستید برای سایرین نیز چنین است و یک سری باور های قلبی مثبت مانند توکل به خدا، دعای خیر پدر و مادر … میتوانند عواملی برای دست یافتن به مهارت های مذکور باشند.

سر آخر و خلاصه وار این که این آزمون ها را جدی و کنکوروار(!) در نظر داشته باشید تا با حس رقابت و ارزیابی آزمون با تلاش و انگیزه ی بیشتر پیشرفت کنید و ایده آل خود نزدیک شوید و در باب دیگر مزیت آن به ثبات روحی روانی و آرامش و اعتماد به نفس بیشتر در جلسه ی کنکور برسید. در واقع این آزمون ها شما را به مجموعه ای از مهارت ها، به نام مهارت های کنکور دادن مجهز می کنند. این ها همان مهارت های زندگی است که یقینا در قالبی غیر از کنکور نیز بدان نیاز خواهید داشت. کنکور را جزو لاینفک زندگی خود بدانید و مهارت های زندگی کردن را بیاموزید.

با تشکر

دیدگاه ها بسته شده است